بوم رنگ
علاقمندی های ترمه





الکسا چیست و چرا ارزشی ندارد؟! ...


الکسا چیست و چرا ارزشی ندارد؟!
الکسا یک سرویس ارائه دهنده رنکینگ اینترنتی است که اساسا هیچ مبنا و ساختار قابل استنادی ندارد.
علیرغم نبود این ساختار و مبنا خیلی ها کماکان هنوز به آن توجه میکنند.
این یک اتفاق اشتباه است.
الان فضای استارتاپی کشور ما از این فضا خارج شده است که بخواهد به این رنکینگ توجهی بکند.
اما خیلی از سایت های مجله ای و خبری همچنان این موضوع برایشان مهم است.
و نکته جالب اینکه خیلی از تبلیغاتی که به سایت ها سپرده میشود بر پایه رنکینگ الکسای آن سایت است.
این یک اتفاق غلط است به این دلیل که حق خیلی از سایت هایی که واقعا دارند زحمت میکشند پایمال میشود.
حق سایت هایی که نمیخواهند با بی اخلاقی کسب درآمد کنند.
زیرا رنکینگ الکسا را میتوان به سادگی پایین آورد و آن را به حد مطلوب رساند.
رنک الکسا هر چقدر که پایین تر و به سمت یک میل کند بهتر است.
خیلی از سایت ها به صورت فیک رنکیگ خودشان را کاهش میدهند.
و این باعث میشود که سایت هایی که واقعا و از راه درست زحمت میکشند رنکینگشان بالاتر برود.
این یک اتفاق غلط و اشتباه است.
باید در فضای مجازی و در ساختا وبسایت ها و استارتاپ ها و … به روز باشیم.
الزاما وقتی خیلی ها دغدغه رنک الکسا را دارند نشان دهنده خوب و معتبر بودن این رنکینگ نیست.

موضوعات: خوراک رسانه ای  لینک ثابت
[سه شنبه 1398-11-22] [ 03:56:00 ب.ظ ]

خوابی که سردار سلیمانی پس از شهادت سردار مهدی زین‌الدین دید ...

? خوابی که سردار سلیمانی پس از شهادت سردار مهدی زین‌الدین دید

✍️هیجان‌زده پرسیدم: «آقا مهدی مگه تو شهید نشدی؟همین چند وقت پیش،‌ توی جاده‌ی سردشت…» حرفم را نیمه‌تمام گذاشت. اخم كوتاهی كرد و چین به پیشانی‌اش افتاد. بعد باخنده گفت: «من توی جلسه‌هاتون میام. مثل اینكه هنوز باور نكردی شهدا زنده‌ن.» عجله داشت. می‌خواست برود. یك دیگر چهره‌ی درخشانش را كاویدم. حرف با گریه از گلویم بیرون ریخت: «پس حالا كه می‌خوای بری، لااقل یه پیغامی چیزی بده تا به رزمنده‌ها برسونم.» رویم را زمین نزد. قاسم، من خیلی كار دارم، باید برم. هرچی می‌گم زود بنویس. هول‌هولكی گشتم دنبال كاغذ. یك برگه‌‌ی كوچك پیدا كردم. فوری خودكارم را از جیبم درآوردم و گفتم: «بفرما برادر! بگو تا بنویسم.»بنویس: «سلام، ‌من در جمع شما هستم»
همین چند كلمه را بیشتر نگفت. موقع خداحافظی، با لحنی كه چاشنیِ التماس داشت، گفتم:‌ «بی‌زحمت زیر نوشته رو امضا كن.» برگه را گرفت و امضا كرد. كنارش نوشت: «سیدمهدی زین‌الدین» نگاهی بهت‌زده به امضا و نوشته‌ی زیرش كردم. باتعجب پرسیدم: «چی نوشتی آقامهدی؟ تو كه سید نبودی!» اینجا بهم مقام سیادت دادن. از خواب پریدم. موج صدای آقامهدی هنوز توی گوشم بود؛ «سلام، من در جمع شما هستم»

?برشی از کتاب “تنها؛ زیر باران”
روایتی از حاج قاسم سلیمانی درباره شهید مهدی زین الدین

موضوعات: عمومی, کتاب من کتاب تو کتاب ما, انتظار, حاج قاسم سلیمانی, یافاطمه, ماشهادت دادیم که شهادت زیباست, دهه فجر, چهل روز بدون سردار  لینک ثابت
 [ 03:46:00 ب.ظ ]